چه بلایی سر خانه مهر کرمانشاه افتاد

چه بلایی سر خانه مهر کرمانشاه افتاد


ایمان عبدلی نوشت : حالا وقتش نیست، حالا که خیلی ها از «ما» آن گوشه، کنار بیستون سراپا نیستند و کمرهایشان خم شده. ما عادت داریم و بارها دیده ایم از معدن و پلاسکو تا سربازانی که به وطن نرسیدند و تا همین زلزله هایی که این بار از خوش شانسی قبل از نیمه شب آمد. فیلم ها را پِلی نکنید و عکس ها را اجازه ندهید باز شود. حدیث این غم های دسته جمعی برای ما مکرر است؛ شاید حالا وقتش نیست اما...
 
اما داشتن سرپناه که خیلی خواسته ی زیادی نیست؟ هست؟ چقدر از ما به دنبال یک وجب و یک سقف بودیم و چه راحت دل دادیم به وعده هایی که خانه هایی از جنس کاغذ پیشکشمان می کرد. چاره‌ای نبود از درد مستاجری و از کرشمه ی صاحبخانه که بهتر بود. بماند که اصلا همین خانه های کاغذی افاده ای دارد که دنیا را حریف می شدیم.
 
«مسکن مهر»! چه اسم متناقضی. تصاویری که از سر پل ذهاب و کرمانشاه و... می آید مهر این مسکن ها را بیشتر نشانمان می دهد! تصاویری رقت انگیز که بی پناهی را نشان می دهد، آوار بی رحم است و بیچاره تر ها بیشتر و بهتر طعمه ی آوار می شوند. نمی دانم چند سال دنبال همین خانه های فَکِستنی دویدی؟ چند سال بود که دلت خوش بود خانه داری؟

 

تاسف بر ساختمان های بدقواره و بی اصولی که پشت آن کُلی نامردی و نامرادی خوابیده است. نفرین به مصالح ارزان و ...