زیارتگاه مکه قبله گاه مسلمین

زیارتگاه مکه قبله گاه مسلمین

شهر مکه در فاصله هشتاد کیلومتری [۱] شرق دریای سرخ قرار دارد و در طول ۴۰ درجه و ۹ دقیقه و عرض ۳۱ درجه و ۲۸ دقیقه خط استوا واقع شده و ۳۳۰ متر از سطح دریا فاصله دارد.فلسفه پیدایش این شهر،که «ام القری »نیز نام گرفته،دو چیز است:


۱-مرکزیت عبادی

۲-مرکزیت تجاری.

 

این شهر«بکه »نیز نامیده شده است.درباره نامگذاری آن به «مکه »اقوال مختلفی نقل شده;از آن جمله:مکه در اصل «مک+رب »و مک به معنای «بیت »است:در این صورت،مکه یعنی بیت العرب یا بیت الله.در نقلی دیگر آمده است که «بک »به عنوان یک پسوند،به معنای واحه و وادی آمده;مثل «بعل بک »که به معنای وادی بعل است.بدین ترتیب،بر اساس نامی که بطلمیوس برای مکه ذکر کرده یعنی «ماکارابا»،باید این شهر را به نام «وادی رب »بشناسیم.برخی هم «مکرابا»را از کلمه عربی «مقرب »گرفته اند;اصطلاحی که به احتمال مربوط به کسانی باشد که نزدیکتر به خدا یا خدایان هستند.

 

معانی بسیاری برای بکه و مکه گفته اند که بیشتر آن حدسی است. [۲] یکی از اجزای اصلی،در این نامگذاریها رب و خانه رب است و این نشان دهنده شکل گیری این شهر بر گرد خانه خداوند است.نام دیگر مکه «بلد الامین »و«بلد الحرام »است که این نام به تناسب مرکزیت عبادی این شهر،بر آن اطلاق شده است.در نوشته های تاریخی قدیمی،از مکه یاد شده است و دلیلش آن است که مسیر تجارت از شامات به سمت یمن،از این ناحیه عبور می کرده است.تاریخ بنای مکه را باید در زمان بنای کعبه جستجو کرد

 

مکه در میان دره ای واقع شده و کوهها اطراف آن را گرفته است.تنها چند راه خروجی به سمت یمن،دریای سرخ و شام وجود دارد.پایین ترین نقطه آن،بطحا است که در امتداد آن از معلاة مکه به سوی مسفله کعبه قرار گرفته است.مسیر بطحا در وادی ابراهیم قرار دارد که محل عبور سیلابهایی است که از بخش بالای مکه در مسیر مسجد الحرام فعلی به سمت پایین;یعنی کعبه سرازیر شده و از آنجا به بخش مسفله مکه می رود.مکه قدیم به طور عمده در دو سوی بوده،در سمت معلاة گستره آن تنها تا محل مسجد الرایه بوده است.

 

قرآن از زبان حضرت ابراهیم-ع-مکه را«وادی غیر ذی زرع »نامیده;یعنی جایگاه خشکی که با کم آبی مواجه است.پیشتر،چاه زمزم وسیله تامین آب آنجا بود،که با گذشت زمان چاههای دیگری نیز در اطراف آن به وجود آمد.مکه دارای فضایل بی شماری است;به ویژه خداوند در استجابت دعای ابراهیم-ع-حرمت فراوانی برای این شهر و اهل آن به عنوان اهل الله قائل شده است.

 


۱- مکه و کعبه پیش از اسلام بنای کعبه به دست ابراهیم (ع)

تاکید دسته ای از روایات بر آن است که کعبه به دست حضرت آدم-ع-ساخته شد.در این روایات،آغاز مراسم حج نیز زمان حضرت آدم دانسته شده و حتی نامگذاری برخی از نواحی اطراف مکه و نیز مشاعر،در مورد حضرت آدم و همسرش حوا توجیه شده است.اگر این روایات را بپذیریم،باید بگوییم مدت زمانی پس از آدم،خانه کعبه چندان محل توجه نبوده تا آن که حضرت ابراهیم-ع-بار دیگر آن را تجدید بنا کرده است.

 

در نگاه تاریخی قرآن،تاریخ مکه و کعبه با تاریخ انسان و حاکمیت او بر کره خاکی برابر است. آنچه قرآن مجید بدان تصریح کرده،آن است که کعبه به دست ابراهیم-ع-ساخته شده است. در عین حال،قرآن این دیدگاه را نفی نمی کند که زمانی دراز پیش از آن،این خانه وجود داشته و سپس تخریب شده است.

 

«و آنگاه که برای ابراهیم جای خانه[کعبه]را تهیه دیدیم که چیزی را با من شریک مساز و خانه مرا برای طواف کنندگان و به نماز ایستادگان و رکوع کنندگان سجده گر پاکیزه کن.» [۳] «و در میان آدمیان بانگ حج در ده تا پیاده و بر هر شتر لاغری که از هر راه دوری آمده باشد، سوی تو آیند.» [۴] «و آن هنگام که ابراهیم پایه های آن خانه[کعبه]را با اسماعیل بالا می برد، گفتند:پروردگار ما!از ما بپذیر،

 

چرا که شنوای دانا تویی.» [۵] در آیه ۲۸ سوره حج و آیات ۳۵ تا ۳۷ سوره ابراهیم نیز از پیوند کعبه با ابراهیم-ع-سخن گفته شده است.ابراهیم-ع-پس از بنای کعبه از خداوند خواست تا این مکان را حرم امن قرار دهد و خداوند نیز دعای وی را اجابت کرد.همین امنیت و حرمت بود که در طی قرنها،مکه را از تجاوز قبائل بدوی حفظ کرد و آن را«شهری امن »یا به تعبیر قرآن «البلد الامین »و«البلد الحرام »قرار داد.

 

داستان آمدن ابراهیم-ع-از این قرار است که او به دنبال مشکلی که با همسرش ساره پیدا کرد،همراه هاجر و فرزندش اسماعیل-ع-بدین دیار آمد و آنها را تنها گذاشت و بازگشت.پس از آن که چاه زمزم پدید آمد و اسماعیل-ع-و مادر وی هاجر نجات یافتند،آن دو در آنجا به زندگی مشغول شدند تا زمانی که اسماعیل-ع-سی ساله شد و ابراهیم-ع-بار دیگر به مکه آمد.در این زمان بود که آنها با کمک یکدیگر خانه کعبه را ساختند.به دنبال ساخته شدن خانه خدا،عربهای قبیله جرهم که در آن نواحی زندگی می کردند و اسماعیل از میان آنان همسری اختیار کرده بود،به توحید و خدا پرستی گرویدند و پس از آن مراسم حج هر ساله برگزار می شد.

 

نگاهی به داستان آمدن هاجر و اسماعیل-ع-بدین دیار و آنچه که درباره ابراهیم-ع-و پسرش و مساله قربانی کردن او بیان شده و نیز مطالبی که درباره رفتن هاجر میان صفا و مروه برای جستجوی آب نقل کرده اند،نشان می دهد که بیشتر سنتهای مربوط به حج،برگرفته از همین وقایع است;یعنی وقایع زندگی انسانهای پاک و موحد،که یادگار دین توحید و آیین حنیف بوده اند،سر مشقی برای دیگر انسانهای موحد شد و به عنوان شعائر خداوند باقی ماند.حج در واقع احیای شعائر الهی و پاسداری از دین توحیدی است.

 

خداوند دین اسلام را«دین حنیف »نامیده و نام «مسلمان »را برای پیروان اسلام از زبان حضرت ابراهیم-ع-دانسته و خانه را نیز«کعبه »،«بیت الحرام »،«بیت العتیق »و«مسجد الحرام »نامیده است.برخی،«بیت المعمور»را نیز نام دیگری برای کعبه دانسته اند.ساختمان کعبه ای که به دست ابراهیم-ع-ساخته شد،بر اساس برخی نقلها بدین ویژگی ها بوده است:ارتفاع حدود ۳۲/۴ متر،دیوار شرقی ۲۴ متر،دیوار غربی ۱۰/۲۳ متر،دیوار شمالی ۵/۱۶ متر،دیوار جنوبی ۱۵ متر.در آن زمان خانه کعبه سقفی نداشته و دیوارهای آن از سنگ بوده است.

 

مکه و کعبه بعد از اسماعیل-ع-
پیشتر گفته شد که اسماعیل-ع-در میان عربهای نواحی اطراف مکه بزرگ شد و از میان آنان همسری برگزید.نسلی را که از وی به وجود آمد،با نام «عربهای عدنانی »می شناسند.اینان در واقع عرب نیستند،بدان جهت که نژاد اسماعیل-ع-از مردمان بین النهرین بود.از این روست که به آنها«مستعربه »(عرب شده)می گویند.در برابر عدنانیها،قحطانیها یا عربهای جنوبی هستند که به عرب اصیل یا عرب «عاربه »معروفند.

 

قبیله ای که اسماعیل-ع-در میان آنها بود،«جرهم »نام داشت که بعدها از میان رفتند و در تاریخ گم شدند،به طوری که نشانی از آنان نماند.در دوره تسلط جرهم بر مکه بود که مردم موحد این ناحیه،پس از سالها یگانه پرستی بت پرست شدند.آنان به تقلید از یکی از بزرگان خود به نام عمرو بن لحی،بتی را که وی از شام به مکه آورده بود(هبل)،مورد پرستش قرار دادند.در عین حال که اعتقاد به خانه کعبه و خدای کعبه(رب البیت)نیز داشتند.

 

روز به روز،بر تعداد بتها افزوده شد تا آنجا که به هنگام ظهور اسلام،بنا به اظهار برخی از منابع،قریب ۳۶۰ بت در اطراف خانه کعبه قرار داشته است.بعد از جرهم،قبیله خزاعه بر مکه تسلط یافت و سپس به تدریج قریش توانست مکه را از دست آنها خارج سازد و خود بر اوضاع مسلط شود.تاریخ احتمالی تسلط قریش بر مکه،حدود دو قرن پیش از هجرت بوده است.

 

قریش در مکه
قصی بن کلاب داماد رئیس قبیله خزاعه بود.او توانست پس از مرگ پدر همسرش،با گرد هم آوردن و متحد ساختن خانواده های متفرق قریش،که در اطراف مکه زندگی می کردند،بر مکه تسلط یابد.قصی در آبادانی مکه کوشید و دار الندوه را برای مشاوره رؤسای خاندانهای قریش ساخت و سرو سامانی به مکه داد.وی اداره امور مکه را تحت عنوانهای «پرچمداری »، «پرده داری کعبه »،«سقایت حجاج »و…تقسیم کرد

 

و هر قسمت را به یکی از خانواده ها سپرد. نوشته اند که او در بازسازی کعبه نیز تلاشهایی داشته است.پیش از قصی،اطراف کعبه تا فاصله زیادی از سکنه خالی بوده است;اما قصی آنها را در نزدیکی کعبه گرد آورد و تنها به اندازه طواف،محدوده ای را باقی گذاشت.
پس از قصی،فرزندان وی عبد مناف و عبد الدار و بعد از آن نیز هاشم فرزند عبد مناف و عبد المطلب فرزند هاشم در مکه نفوذ فراوانی داشتند.در زمان هاشم بود که مکه به یک مرکزیت تجاری مهم تبدیل شد و قریش به کار تجارت در بلاد دور دست پرداختند.قرآن در سوره قریش به این مساله اشاره کرده است.

 

زمانی که قصی بن کلاب قریش را در مکه فراهم آورد،هر طایفه ای از آنان را در بخشی از مکه سکونت داد.او قسمت «وجه کعبه »یعنی معلاة یا بالای مکه را،که شامل شعب ابی طالب به سمت بالا می شد،برای خود و فرزندانش برگزید.به همین دلیل فرزندان وی همه در این بخش سکونت داشتند.بخش اجیاد(شامل اجیاد کبیر و صغیر در پشت کوه ابو قبیس)را به بنی مخزوم داد.منطقه مسفله مکه در اختیار بنی جمح قرار گرفت و بنی سهم در ثنیه سفلی، که امروزه به نام «شبیکه »معروف است،سکونت داده شدند.طایفه بنی عدی را(که عمر از آن تیره است)در پایین ثنیه مزبور،جایی که امروزه به جبل عمر معروف است،سکونت داد. [۶]

 

ابرهه و مکه
قبایل عرب در گوشه و کنار جزیرة العرب برای زیارت و تجارت به مکه می آمدند.برخی از آنها که تمایل به چنین کاری نداشتند،کعبه هایی در دیار خود ساخته بودند.گفته اند که تعداد این کعبه ها بیش از ده بوده است که البته مورد توجه چندانی قرار نمی گرفتند.زمانی که ابرهه حبشی بر یمن تسلط یافت،همین حسادت در او پدید آمد،وی که مسیحی بود،خواست تا عربها به جای زیارت کعبه به زیارت کلیسای ساخته او بروند.

 

به نظر می رسد او در پی توسعه مسیحیت بوده است.اما وقتی با مقاومت عربها روبرو شد،تصمیم گرفت به مکه حمله کند و کعبه را ویران سازد.این واقعه در سالی که رسول خدا-ص-متولد شد(عام الفیل)،رخ داده است.ابرهه به مکه حمله کرد،اما به قدرت الهی گرفتار عذاب گشت و خود و سپاهیانش کشته شدند.سوره فیل در قرآن به این واقعه مهم تاریخی اشاره کرده است.پس از این قضیه بر اهمیت کعبه افزوده شد و عربها احترام بیشتری به آن و ساکنان مکه می گذاشتند.

 

بنای کعبه به دست قریش
زمانی که رسول خدا-ص-سی و پنج سال داشت،کعبه به دنبال جاری شدن سیل از طریق معلاة مکه به سمت مسجد الحرام ویران شد.پس از آن،قریش اجتماع کردند و مصمم بر ساختن مجدد آن شدند.آنان شرط کردند که در ساختمان خانه جز مال حلال به کار نگیرند،اما چون مال حلالی که به دست می آمد کافی نبود!از این روی هر طایفه از قریش ساختن گوشه ای از آن را به عهده گرفت و بدین سان ساختمان کعبه سامان یافت.

 

آنگاه که ساختمان کعبه به پایان آمد،نوبت به نصب حجر الاسود رسید،سنگ مقدسی که بسیار مورد عنایت بود.آنان در نصب سنگ با یکدیگر مجادله کردند و نزدیک بود که به کشتار منجر شود،اما درایت رسول خدا-ص-باعث شد تا سنگ را در پارچه ای نهادند و هر کس گوشه ای از آن را گرفت و تا نزدیکی محل نصب آوردند.آنگاه رسول خدا-ص-آن را گرفته،در جایگاه خود قرار داد.

 

ارتفاع کعبه در این بنا تا ۶۴/۸ متر رسید.سقفی نیز برای آن قرار داده شد که آب آن به وسیله ناودانی،در ناحیه ای که حجر اسماعیل قرار داشت و اکنون نیز همانجاست،می ریخت.داخل کعبه نیز با رنگ آمیزی و تصاویری از ابراهیم و نیز مریم مقدس در حالی که عیسی-ع-را در بغل داشت!تزیین شده بود.

 

از مهمترین وقایعی که در فاصله ساختن کعبه به دست قریش تا ظهور اسلام در مورد کعبه روی دادن،تولد امیر مؤمنان علی-ع-در خانه کعبه است.در این باره نقلهای تاریخی بسیاری وجود دارد که جای تردید برای محققان باقی نمی گذارد.این شرافتی است برای امیر مؤمنان-ع-و مادرش فاطمه بنت اسد که رسول خدا-ص-او را چونان مادرش دوست می داشت،چرا که بهر روی رسول خدا-ص-بخشی از دوران طفولیت را در خانه ابو طالب سپری کرده بود.